الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

163

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

خدا مىداند كه تا چه اندازه دلم را ناراحت ساختى و اعضا و جوارح مرا جريحه‌دار نمودى . در تمام روزگارم ، چشم تو دل مرا هدف تيرهاى خود قرار داده بود اينك آرزومندم براى يك روز هم كه شده ، با من به ديدهء سلم و صفا بنگرى . از آثار نظمى اوست : و قائلة لم عرتك الهموم * و امرك ممتثل فى الامم فقلت ذرينى على غصتى * فان الهموم به قدر الهمم چه‌بسا گوينده‌اى خطاب به من مىگويد ، چرا با آنكه همگان در برابر تو كرنش مىكنند و فرمان تو را امتثال مىنمايند ، بازهم اندوهناكى . در پاسخ مىگويم : مرا با اندوهم بازگذاريد كه اندوه‌ها در خور همت‌هاست . از آثار اوست در ستايش ابن العميد : قالوا ربيعك قد قدم * و لك البشارة و النعم قلت الربيع اخو الشتا * ام الربيع اخو الكرم قالوا الذى بنوا له * يغنى المقل من العدم قلت الرئيس ابن العمي * د اذا فقالوا لى نعم گفتند ، بهار تو سررسيده و ما از آمدن آن به تو مژده مىدهيم و نعمت‌هاى بهارى را براى تو خواهانيم . پرسيدم آيا بهار همتاى زمستان است يا همگام با كرم . گفتند ، منظور ما از بهار ، آن كسى است كه ، بينوا را با عطاياى خود از بينوايى به نوا مىرساند . در پاسخ گفتم : آرى ، اين بهار كه مىگوييد همانا ، رئيس ابن عميد است گفتند : بلى چنين است . و باز در ضمن چكامه‌اى در ستايش ابن عميد گويد : لو درى الدهر انه من بنيه * لازدرى قدر سائر الاولاد و مديحى ان كان طال بيانا * فلقد طال فى مجال الجياد